مهمونی به سبک پت!

 هه لو دوستان و خوانندگان دوست داشتنی!7165.gif

من سرما نخوردم ولی خب گلوم و گوشم یه مقدار درد میکنن با سرم!mornincoffee.gif.... بعد برای اینکه خوب بشم سرکه خودم و به زودی هم گل گاوزبان!cow.gif...... اگه منو ندیدین خودتون لطف کنید فاتحه ام رو بخونید!..... در ضمن بسیار هم خوش اخلاق هستم و یه ریز به در و دیوار میخندم!25r30wi.gif.... روایت شده که به زودی راهیه تیمارستان میشم .....
در ضمن یه کلید کپی دهم هم ساختم!..... حالا خدا میدونه کپی دهمش چطوری کار کنه.....
 امروز میخوام براتون از روش مهمونی رفتن به سبک پت بگم...... ابتدا باید به یه مهمونیه با کلاس دعوت بشید!305.gif..... سپس با خودتون برنامه ریزی کنید که سر ساعت برسید٬ اما از اونجایی که شونصد تا کار دارید٬ مجبورید که کاراتونو اول تموم کنید بعد تشریف ببرید...... برای همین تا دیروقت بیدار میمونید و رو کارتون کار میکنید و صبحم از قبل از صبحانه دست به کار میشید..... اما وقتی که کارتون تموم میشه متوجه میشید که با این چهره ی هاشولی پاشولی باید در نقش حسنی نگو بلا بگو تشریف ببرید مهمونی!4bhn7et.gif..... بنابراین تشریف میبرید دوش میگیرید و همون طور خیس موهاتون آب و شکر و یا سایر مواد سیخ کننده میزنید که تو راه خشک بشن و راه میوفتید231.gif...... توجه داشته باشید که این روش برای استفاده ی بهینه از وقت بسیار کاربردی میباشد٬ چون کسی وقت سشوار کشیدن نداره!....
سپس کت شلواری که بعد از شونصد سال گشتن دنبال یه چیزی که اندازه اتون باشه و سایز عباس آقای اقدس خانم اینا نباشه٬ خریده بودین رو میپوشید٬ اما فرصت نمی کنید که خودتونرو نگاه کنید تا ببینید که اندازه اتونه یا نه!128fs318181.gif...... همینطور هم بلوزی که چند ماه قبلش خریده بودید ولی فقط پروش کرده بودین و فرصت پوشیدنش پیش نیومده بوده رو به صورت هپلی میکشید تنتون و راهی میشید......
با اندکی تاخیر راهی میشید و از اونجایی که خوشتون نمیاد دیر برسید٬ خودتون رو دلداری میدین که فقط یه ربع - نیم ساعت دیرتر میرسم...... اما کسی نمیدونه تقدیر چی مقدر کرده!!!!reading.gif راهی که عین کف دستتون بلدین رو گم میکنید و دقیقا سر ناهار میرسید!!!!..... از فرط عذاب وجدان داغ شدین و کتتو رو در میارید...... نا خودآگاه فکر میکنید که من سایزم رو با خودم نبرده بودم وقتی این شلوارو خریدم!؟...... نگاه میکنید میبید که شلوار که در حال سقوطه و بلوزتون هم عین بلوز عباس آقا اینا شده به تنتون!2uge4p4.gif...... باز هم به روی خودتون نمیارید و خودتون رو دلداری میدید که خب لاغرتر شدم٬ اشکالی نداره٬ اما یه دستتون به شلوارتونه که اون ته آبروی باقی مانده هم به باد نره!..... mog.gif
موقع سوپ خوردن که میشه هوس میکنید به رسم همسایگان شرقیه مملکت نون توش تیلیت کنید! برای همین نون باگت میندازید و با چنگال هولش میدین ته بشقاب و به حباب هایی که دارن میترکن نگاه میکنید و ذوق میکنید!!! اما این ذوق زدگی باعث فراموشی موقعیت شلوارتون میشه و آنچه نباید بشود تا مرز شدن پیش میرود!!!!!...... در اینجا نگاه های اطرافیان که به بشقابتون متمرکز شده بوده به سمت شلوار معطوف میشه200.gif...... مردم روشونو برمیگردونن که شما بیشتر از این رنگتون عوض نشه!.....
احساس میکنید که بیشتر از این اشتها ندارین و خوبه که خوردن رو تعطیل کنید به خاطر همون آبروی مذکور..... یکی رو پیدا میکنید که اونم مثل شما ناهارشو خورده...... بهتون میگن که خانم دکتر فلانیه...... میرین جلو و بدون اینکه خودتونو معرفی کنید٬ بهش میگین که خانم دکتر فلانی هستید!؟interview.gif.... وای که چقدر شبیه خود دکتر فلانی هستید!..... در این هنگام یادتون میاد که خود دکتر فلانی رو هم ۲-۳ بار بیشتر ندیدین فقط پای تلفن باهاش صحبت کردین..... یه مقدار دیگه که فکر میکنید٬ متوجه میشید که شباهت قیافه ممکنه ارثی باشه٬ اما از آقای دکتر فلانی به خانمش و یا برعکس منتقل نمیشه!!!!!laie_14.gif..... بعد با خودتون فکر میکنید که خوبه دیگه صحبت نکنم..... و فقط برای معرفیه خودتون میگید که چند سال پیش که زنگ زدم خونتون با شما هم صحبت کرده بودم!!!!!..... و خانم دکتر فلانی رو مشغول به فکر کردن در مورد هویت خودتون رها میکنید و شلوارتون رو محکم میگیرید و میرید دنبال کار خودتونLaie_28.gif......
در کنار چای هوس میکنید که از اون شیرینی بزرگها هم حتما بخورید که جبران ناهارتون بشه!..... اما حواستون نیست که شیرینی به اون بزرگی رو احتمالا باید در چند وعده گاز بزنید! و سعی میکنید تمامشو یهوووو بذارین تو دهنتون که افتضاح بعدی به بار میاد و ما از آموزشش معذوریم!...... چون شلوار نازنین هم میره زیر کفشتون!999.gif.....
ساعت رو نگاه میکنید و فکر میکنید که من بهتره برم خونه به ادامه ی کارم برسم!...... خداحافظی میکنید و راهیه منزل میشید و توبه میکنید که مهمونیه با کلاس دیگه ای تشریف ببرید!......hippie4.gif
این بود انشای من در مورد مهمونی رفتن به سبک پت!4chsmu1.gif
موفق باشید!mayi.gif

/ 166 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م.طلوع

سلام عزیز من اومدم وداشتم فکر میکردم تمام این اتفاقات گذشته از اینکه ممکنه برای هر کسی وحشتناک تلقی شده مخصوصا در همان زمان ولی در اینده هم برای خود فرد وهم دیگران خنده داره.جالب اینکه که اغلب اتفاقات بد وقتی در یک زمان دیگه بررسی میشن اون اثر ناگوار اولیه رو ندارن وممکنه حتی تبدیل به جک بشه

من و من

پس چرا آپ نميكني؟

من و من

هپ!!!

من و من

پت جونم! معذرت واسه چي؟ اين حرفا چيه؟[ماچ]

من و من

هوس كرده بودم امشب لااقل يه جا اول بشم![گریه][نیشخند]

پ

سلاااااااااااام!! خوبی؟ دماغت چاقه؟؟دمه عیدی چیکار میکنی با اتاق تکونی؟

پسر خوانده

پس سیندرلا خانم ایندفعه قبل از ساعت 12 شب فرار کرده!![خنده]