چگونه هفت تا پسر رو در یک پراید جا بدهیم!

ما داشتیم از تجریش رد میشدیم که دیدیم تعدادی پسر بچه‌ی دبیرستانی دارن تلاش میکنند که تاکسی دربست بگیرند اما هر ماشینی که می‌ ایسته قبل از اینکه اینارو سوار کنه میره! در واقع ما چهار نفرشون رو میدیدیم که تاکسی میگیرند. اما در حقیقت بیشتر از این صوبتا بود تعدادشون. خولاصه ما اینارو دیدیم کلا یادمون رفت که داشتیم رد میشدیم ایستادیم ببینیم اینا دارن چی کار میکنند!

هیچ ماشینی هم اینارو سوار نمیکرد تا اینکه یه پراید نگه داشت و از اون چهار نفر دو نفر جلو نشستند و دو نفر عقب اما درو نبستند و سه نفر دیگه یکی یکی از پشت دار و درخت و جوب و دیوار و مردم پیدا میشدند یکی یکی سوار میشدند و رو پای همدیگه میشستند. در نهایت نفر آخر به صورت شیرجه رفت تو و فکر میکنم رو پاهای لایه‌ی دوم دراز کشید و پاهاشو تو شکمش جمع کرد!!! ملت هم همینطور با دهان باز اینارو نگاه میکردند! راننده هم هر از گاهی میگفت که خب یه ماشین دیگه بگیرید! من دربست رو برای چهار نفر گفتم نه پنج نفر! نه شش نفر! نه هفت نفر!!!!! بنده خدا اونم هنگ کرده بود! از بیرون ما یه پراید میدیدیم با تعدادی دست و پا و کله! خیلی بچه های باحالی بودند. میخواستم ازشون عکس بگیرم اما دیگه نشد. خیلی با حال بودند. 

/ 23 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کیارش محقق

گفتم ی سلامی بکنم و تا انگ نخوردم رد شم...

کیارش محقق

شایدم نباید بخوره ولی میخوره.. آدما همیشه و در همه حال دچار سوء تفاهم هستن :)

maryam

ba hali az khodetone doste ghadimi[گل]

عطا

الان ساعت نه و بیست دقیقه ی سی و یک شهریوره. از این لحظه درست دو ساعت و چهل دقیقه وقت داری برای یه پست جدید تا برای اولین بار آرشیوت ناقص نشه.. امضا : یه خبیثه دلرحم[نیشخند][نیشخند] !!!!!!!!!!

عطا

اگه میخوای بگی چرا خودم این کار رو نمیکنم ، باید بگم که آب از سر من که گذشته پت جانم ...

کژال

بعد از مدتها سلام. وبلاگت به گذشته برم گردوند! مثل همیشه های دور از خوندن مطالبت لبخند به لبم اومد. پاینده باشی.

محبوبه

منم یه تجربه ی این شکلی تو تجریش دارم البته در اون مورد ما خودمون سه طبقه سوار شدیم ، خیلی هم خوب بود :)))

alone girl

ههههههه پت خیلی باحالی دمت گرم با نوشته هات میشه تبادل لینک کنیم؟؟[خجالت]