ضعيفه!

سلامممممممممممم بر همه ی دوستان٬ آشنایان٬ رهگذران و آنانی که برای تبلیغ مارو شرمنده می نمایند!05.gif

خوبی؟ خوش میگذره؟ چه خبرا؟05.gif ( این مقدمه ی صحبت های تلفنیه من و مته تا مخابرات مشکلاتشو حل میکنه ما اینارو میگیم و بعدش میریم سر اصل مطلب!36.gif )

خب امروز قرار بود براتون ادامه ی تاکسیارو بگم.......

یه روز بعد از ظهر مت خونه ی خودشون بود و منم خواب بودم 28.gif که تلفن زنگ زد...... زن دایی عزیز...... سلام پت٬ خوبی؟ خواب بودی؟ دیدم شب شده گفتم بیداری حتما!15.gif...... و من از عالم ملکوت به صورت نهنگوار 26.gif ( یعنی اصواتی به فرکانس صوت صدای نهنگ! 26.gif) اعلام میدارم که نه دیگه داشتم بیدار میشدم! 05.gif مگه ساعت چنده؟........ و از همون عالم ملکوت دعوته شامو می پذیرم!37.gif...... میخوای سر راه بیام دنبالت؟...... نه خودم میام37.gif..... پس به مت هم بگو...... باشه37.gif.....

و میرم چایی درست میکنم و می خورم و میچرخم و یه مقدار استراحت بعد از خواب می کنم تازه می فهمم که من که قرار گذاشتم و گفتم که نیاد دنبالم چطوری ساعت ۹ شب جمعه ی زمستون که هیچ بشر زنده ای تو خیابون نیست خودمو برسونم؟!39.gif34.gif...... آخه من این مدلیم که اگه وسط روز بخوابم بعدش طول میکشه تا از اون دنده ی خوش اخلاقیم 32.gif بیام پایین و اگه چایی نخورم هیچ وقت بهبود پیدا نمیکنم!17.gif و خداوند همگی اطرافیانم رو قرین رحمته خود قرار بدهد در این زمان!25.gif..... به مت زنگ میزنم و همونطور که انتظار داشتم میگه که احتمالا نمیرسه بیاد33.gif...... آخه بچه رفته بود خونه که به کاراش برسه.... و اگه بتونه خودشو در آخرین مرحله به صورت جِت وار36.gif ( یعنی با سرعت جِت 41.gif ) به ما ملحق میکنه!

خلاصه با خودم تفکرات زیادی اندیشیدم26.gif..... البته من بعد از خواب یه چند ساعتی طول میکشه تا درک و فهمم به روال عادی برگرده29.gif..... دیدم که خب شامو که نمیشه از دست داد٬ چون کی حال داره شام درست کنه؟!34.gif..... بنابراین دیدم خب زنده باشه آژانس های مفرطی که در نزدیکیه ما سکونت گزیدن!41.gif..... آخه زن داییم گفته بود که به دلایل امنیتی هر دفعه از یکیشون ماشین بگیریم!39.gif.....

اولین آژانس.... برای کجا؟...... نه نداریم!..... اگه خیلی ضروریه ۴۵ دقیقه ی دیگه!..... من: آقا شما خیلی زحمت میکشید به جاهای ترافیک دار ماشین نمیدینا!‌ پیاده برم خیلی بهتره!30.gif

دومین آژانس...... خانوم چرا خب از محله خودتون نمیگیرین؟..... همون سر کوچتون هست..... حالا من هی میگم که میدونم خودم اما ماشین نداره! کی گوش میده!...... میگه نه آخه ما سختمونه بیایم ۳ تا کوچه اونورتر چون ترافیکه!...... منم گفتم شما سرویستون خیلی ضعیفه!33.gif

سومیشم که ۱۳۳...... به حدی ۱۳۳ یه محلمون بده که مت که خیلی خونسرده از دستشون یه بار شاکی شد بعد زنگ زد بهشون شکایت.... تا یه مدت مسیره خونه ی ما تا مت اینارو یاد گرفته بودن و سر ساعت میومدن ولی بعد روز از نو روزی از نو! (36.gifبرای ضرب المثل! )..... مثلا از خونه ی ما تا خونه ی مت اینا که میخواد بره میره کل تهرانو دور میزنه بعد میرسونه..... حالا تو هی بگو که این کوچه و اون کوچه!......

خلاصه بعد از اینکه به خودم مقادیره متنابهی صفات هیجان انگیز 05.gif نسبت دادم که خب چرا نگفتم که زن دایی بیاد سر راهش برم داره گفتم میرم خیابون تاکسی میگیرم41.gif...... آخه همیشه زن دایی یه ساعت زودتر سر قرار حاضر میشه٬ دیدم زشته که باز بیاد دمه در منتظره بشینه که من خواب از سرم بپره!37.gif.....

رفتم سر بزرگراه...... دیدم که خب خیلیم  خلوت نیست.... من و چند نفر دیگه و تعدادی روح 25.gif که داشتن میرفتن سر خونه زندگیشون ( آخه ارواح جمعه ها مرخصی اند..... جمعه شب میرن تو قبراشون! 39.gif ) بودیم..... که البته هیچ کدومشون توحید نمی رفتن24.gif...... بالاخره یکی داوطلب شد که منو برسونه به مقصد41.gif...... اومدم سوار شم که دیدم راننده میگه بشین جلو دخترم!05.gif..... با دقت صندلی های عقب و نگاه کردم که چیزی از قلم نندازم و نشستم جلو16.gif....... آخه یه دوستم همیشه می گفت که وقتی سوار ماشین حتی خودتم میشی صندلی های عقب و نگاه کن!26.gif..... منم پند دوستامو آویزه ی گوشواره47.gif ی خود نمودم!!!!21.gif

یه ذره که رفتیم جلوتر چند تا مسافر دیگه هم عقب سوار شدن...... بعد از اینکه اونا پیاده شدن آقای راننده شروع کرد.....

: ببین دخترم.....05.gif

 من تو دلم : من دختره شما نیستم! 33.gif

: من که گفتم جلو بشین برایه اینه که جلو هم جاش راحتتره و هم اینکه مسافرایه دیگه اذیت نمیکننت.....25.gif

: 23.gif

: یه دختره یه روز مسافرم بود.... اونم مثل شما٬ جایه دخترم..... بهش اولش که گفتم جلو بشینه لجبازی کرد و رفت عقب نشست..... بعد که چند تا مسافر سوار کردم از تو آینه دیدم که دختره رو دارن اذیت میکنن و صداش در نمیاد!

من تو دلم : خب اونم همین کارو باهاشون می کرد!30.gif

من تو قیافم : 22.gif30.gif

: خلاصه یه جا پارک کردم و به دختره گفتم که جاشو با آقاهه که جلو نشسته بود عوض کنه..... دخترم05.gif...... اگه بدونی چقدرررررررررررر این دختر خوشحال شد!05.gif وقتی می خواست پیاده شه به دست و پام افتاده بود که من نجاتش دادم!

من تو دلم : فکر کنم متوهم شده! 24.gif

من تو قیافه ام : 24.gif

: خلاصه دخترم..... شماره امو گرفت و بعد ها باهام قرار گذاشت و یه عالمه بهم پول داد که اون شب نجاتش داده بودم..... اما من قبول نکردما!..... و بهم گفت که باباش گفته که من خیلی آدمه خوبیم و ......... ( این نقطه ها رو خودتون با تصاویری از فیلم هندی پر کنید!36.gif24.gif)

: 24.gif

و بعدش برام از چی کاره بودنه بابای دختره گفت و گفت که چقدر آدم کله گنده بودن و چقدر اینو دوست داشتن به خاطر سوپر من بودنشو این چیزا.....41.gif

: حالا دخترم من که به شما گفتم بیا جلو بشین به خاطره این بود! 25.gif

: نه اشکال نداره..... ولی خب نه همه مدله اون دختره اند 30.gif و نه همه مدله شما سوپر من!36.gif ( البته به اون نگفتم سوپر من! دیدم بعد میره همه جا میگه بهم یه دختره گفته برندن روث! بیا و درستش کن! 29.gif24.gif )

خلاصه اون شب من به زن دایی رسیدم و مت چند دقیقه بعد به همون صورت خودشو بهمون رسوند....... چند روز بعد برای مت و مامان باباش تعریف کردم داستانه فیلم هندی رو و کلی مشعوف ( دارای شعف! ) گشتیم!21.gif...... و در نهایت دسته جمعی رستگار شدیم!!!!25.gif.... خب.... شاید هنوز نشده باشیم ولی بالاخره که میشیم!25.gif

  

خب..... این یکیش..... فکر کنم اون یکی از این کوچولوتر باشه05.gif....

روزی در سحرگاهان این بنده ی حقیر سوار بر تاکسی به سمت مهد علم و دانش ( نکنه فکر کردین میخوام بگم مهد کودک؟!45.gif ) در حاله حرکت بودم و عین بیشتر اوقات رادیو روشن..... البته من شخصا رادیو رو با همه ی چرت و پرتایی که گاها میگن به موسیقیه نازی جون به زبان ترکی ترجیح میدم!35.gif..... جدی میگما25.gif.... یه بار سوار تاکسی شده بودم.... بعد هی میدیدم این موزیکش آشناس ولی هیچی نمی فهمم46.gif.... خلاصه با یاری مسافرا فهمیدم که این نازی جون در دیار ترکستانه!!!!36.gif و البته بنده به شدت احساس حقارت کردم که خودم نتونسته بودم تشخیص بدم که این زبانه شیرینه ترکیه!48.gif..... خلاصه رادیو روشن در حال ارتقای درک مسافرا از میزان حضور زنان در اجتماع بود...... مهمون برنامشونم یکی بود که در این زمینه ها گویا کاره ای بوده!32.gif......

مجری: یعنی شما می فرمایید الان خانم ها در اجتماع چگونه باید فعالیت کنن؟!

مهمون برنامه: باید به صورت زیاد فعالیت کنن..... (من : خسته نباشین! 47.gif)

مجری: شما به عنوان نمیدونم چی چیه مملکت چه کاری در این راستا انجام دادین؟

مهمون برنامه: ما کارهای بسیاری انجام دادیم! نتیجه اشو تو کنکور دیدیم! ( من هنوز متوجهه ربطش به کارای آقاهه نشدم! 40.gif )

مجری: بسیار عالی...... شنوندگانه عزیز توجه دارین که چقدررررررر مسئولان به فکره حضوره زنان در جامعه هستند! (من: بعله!‌ 30.gif )

من تو دلم: شیطونه میگه پاشم برم بهش بگم درست در مورد خانما صحبت کنا! این یارو معلوم نیست کی هست که برایه ما بخواد کاری بکنه! 38.gif

مجری: برنامه های آتیه شما در در زمینه چیه؟

مهمون برنامه: ببینید ما خیلی داریم تلاش میکنیم اما خانما باید خودشونم بخوان..... ( من: 38.gif)

که راننده میدونو میگیره دستشو رادیو به حداقل صدا میرسه41.gif.....

راننده: معلوم نیست اینو از کجا آوردن14.gif..... آقا همین ماشینای خیابونو نگاه کن14.gif..... ببین چند تاشون خانمن چند تاشون آقا14.gif..... پس پریروز رفته بودم مخابرات دیدم همشون زنن!20.gif گفتم یه مرد نیست باهاش حرف بزنم؟!20.gif.... بعد دیدم همه کارشون یه خانمه!20.gif یه ضعیفه!14.gif..... آقا من چی کار کنم؟!20.gif ( تمام اینا رو داشت به آقاهه که جلو نشسته بود می گفت و اونم ساکت بود!).... یه مرد نیست آدم حرفه دلشو بهش بزنه!20.gif همه جا زنن!20.gif..... این ضعیفه ها همه جا هستن14.gif..... اصلا همه کارارو دارن میکنن14.gif..... یکی نیست بگه آقا بیا بیرون ببین داره نسل ما مردا منقرض میشه20.gif ( من و خانما : 24.gif)...... جونه هر کی دوست دارین به فکر ما باشین14.gif( من و خانما : 24.gif)......

خلاصه دله همه ی مسافرا برایه آقایه راننده کباب ( جوجه و برگ 08.gif) شد که بنده خدا کسی رو پیدا نکرده تو جامعه که مرد باشه!24.gif...... هر کاری کردم دلم نیومد بهش بگم ضعیفه خودتی!04.gif دیدم خیلی دلش پره.....

  

دیگه..... همین دیگه.......

بسه برایه این دفعه.... فکر کنم خیلی شد09.gif.......

خب منم دیگه رفعه زحمت میکنم05.gif......

مواظبه خودت باش..... کاری چیزیم داشتی بهم بگو...... ( اینم قسمت آخره مکالمه هامونه!05.gif )

خداحافظ27.gif.....

/ 237 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صدرا

۶۰۰۰ رم؟؟ فکر کنم اسمه کسی يا چيزيه که منتظرشی تا بهش برسی چون با اين ارقام فعلی تا چن ماهه آينده هم از اين ارقام خبری نخواهد بود البته اگه مصمم باشی منم ميتونم واسه ۳۰۰ يا سيصد و خرده ای ميتونی رو من حساب کنی آخه الان تی شرت سفيد پوشيدم

پرستو فنچ كوچولو

سلام چشماتو که باز میکنی .......دیگه هیچی نداری.. نه نامزدتو........ نه خوشبختی تو...... نه صداتو.. نه بینایی تو بیا و خودتو جای یه آدم بذار تا باور کنی که از خیلی ها خوشبخت تری آپم .......زود بیا

علي

سلام به پت عزيز هنوزم که آپ نکردی بازم بهتون سر می زنم و منتظر مطلب جدیدتون هستم با یه مطلب جدید در مورد زمین لرزه های بزرگ گذشته- بزرگترین زمین لرزه ماه اخیر جهان- ایمنی در برابر زمین لرزه و نادرست بودن مقیاس ریشتر به عنوان مقیاس بزرگی زمین لرزه و یه عکس خفن اززمین لرزه بم منتظرتونم مطمئنا از سر زدن به من پشیمون نمی شید. منتظر شما و دوستانتان هستم

اميد

سلام از بس آپ نکردی منم به اين نتيجه رسيدم که آپ نکنم

صدرا

سلام خوبی؟ منو ببخش که دير اومدم مسافرت بودم حالا برم ببينم چيچی فرمايش فرمودين؟