مکالمه!

- خانم دکتر!‌ خانم دکتر فلانی!

+ بعله؟ (در حالیکه داره با یکی دیگه صحبت میکنه!)

- اومدن دنبالتون! نیم ساعتی هست که منتظرن

+ باشه! حالا صبر کن (ادامه ی مکالمه با شخص قبلی!)

- باشه خب پس دیگه.

(ساعاتی بعد!)

+ خب فلانی جان شوفر اومده دم در من کم کم برم دیگه...

... چند دقیقه بعد از تشریف بردن خانم دکتر معلوم شد که منظور از شوفر آقا پسر خانم دکتر بودن که گویا خود دارای کمالاتی است! البته الان در نقش درخت سبز شده تو حیاط دیگه!

--------

- ببین راستی! تو دکتر چی میشی؟

+ دکتر کامپیوتر!

- ا! حیف شد... میخواستم ببینم چه مریضی گرفتم بیام سراغت... حالا اشکال نداره... ببین من یه لپ تاپ داشتم که بچه هام از پله انداختن پایین... بعد صفحه اش نصف شد... بعد... حالا....

+ آممممم (بخوانید اسمایلی فاتحه!) 

/ 26 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مائده محسنی

سلام دکتر جون... منم مامان جانم فکر نمیکنه که بابا ماهم!!! از بس متواضع هستیم عادی شدیم!! بگذریم خیلی خوب بود.آره اینا که گفتم بچه های تیممون بودن! الان که منکسر شدیم دیگه .تیم نداریم.مال سال سوم چهارم دبستانه...راستی ادت کردم.شب به خیر!!!

امیر پوری

سلام . خسته نباشید ... من که سر در نیاوردم ... بذار به پای آی کیوی پایین [لبخند]

مائده محسنی

سلام.. ممنونم.از دیدنت خوشحال شدم دکی. شمام جالب مینویسی.

ترمه

[خجالت] ممنون پت عزیز[گل]

ترمه

[خجالت] ممنون پت عزیز[گل]

خاکستر

سلام چه زبون طنز بامزه ای از اونا که آدم از خوندنش نه تنها خسته نمیشه بلکه لذتم می بره حیف که تازه چایی خورده بودم وگرنه حتما چایی خوردن توی این مکان پت و متی یه حال دیگه ای میداد!

بهاره

برای موی سیخ میشه دستشون توی پیریز برق هم کنن. زودتر جواب مید ها. از لاک ناخن مامانشونم میشه استفاده کنن. ای کاش بلوزهای نیم تنه هم یاد می کردیو

بهاره

اصولا قشر تازه به دوران رسیده بیشتر این مدلین. تازه یه سری هاشون سیک دارن دکتر صداشون می کنن.