چای + باشگاه! + سیاست (اووووووو)

پا شدیم رفتیم خرید.. یه سبد خریدیم با ماگ و یه آب پاش و یه پاکت کوچیک که تو همون سبده بودن!.. خب فکر کردیم چاییه دیگه! تو اون آب پاشه هم یه مدل اسانس چایی باشه مثلا که میپاشی رو چاییت!!!! بعد از اینکه بازش کردیم و راهنمای کاربرشو مطالعه کردیم، دریافتیم که باید تو سبد کمی خاک بریزیم. بعد دونه های اون پاکت رو تو اون خاک بکاریم. بعد با اون آبپاشه که شبیه آبپاشهای آرایشگاههاست‌ (اونا هندلی بودن، این دنده ای بود ولی!) رو دونه ها آب بپاشیم. بعد ماگ رو بشوریم با دست (چون تو ظرفشویی دفعه ی اول خوب شسته نمیشه!!!!) بعد ۶ تا ٨ هفته صبر کنیم که بابونه رویش پیدا کنه (تو این مدت هم باید آب بدیم به بابونه ها!). بعد این بابونه ها که به حول و قوه ی الهی تا اون موقع سبز شدن رو بچینیم باهاشون چایی درست کنیم!!!!!

در ضمن رو بسته نوشته بودین بیسکوییت هم میشه با چایی خورد!!!!! اما تو بسته نه بیسکوییتی بود نه خاکی! مام گفتیم نخواستیم، تی بگ دم (بلد نیستی تی بگ دم کنی؟!) میکنیم توش با ساقه طلایی میخوریم و از زندگی لذت میبریم!!!!!

بعد میگن مردم چطوری یه شبه پول دار میشن! یه راهش همینه که این بالا فرمودم! یه راه دیگه هم این پایین میگم!

تی بگ چینی هم خریدیم. با طعم میوه! روش نوشته بود خانم های مدرن و با کلاس و بالا شهر از اینا میخورن!!!! مام گفتیم لابد باید از اینا خورد تا بالاکلاس شد. اما نمیدونم چرا تی بگشون تو کیسه بود!!!! یعنی دیدی چایی تو اون مدل دستمال/کاغذهاست؟ مال اینا تو کیسه بود! تازههههه کیسه اش سوراخ هم نبود که بگم خواستن آبکش هم بشه!!!! خووولاصه داشتیم تی بگ هارو باز میکردیم که بریزیم تو قوری به مقیاس زیاد دم کنیم، دیدیم میوه ای به صورت سوسک خشک شده! جیغ بنفشی کشیدیم و از حال رفتیم!!!!! نه که ما و سوسک با هم دشمنیم! اما خب اون که سوسک نبود، شبیه سوسک بود. خوردیم. رنگش گلاب به روتون بود، ولی مزه و بوش قابل تحمل بود.

حالا غیر تی بگشو هم خریدیم ولی نمیدونم چرا منو یاد چمن و علف میندازه! همین مونده آخر عمری علفی هم بشیم!

جهت اطلاع ما هیچم ترسو نیستیم! به طور نمونه رفته بودیم تمرین (جوونا میگن باشگاه! مثل بقالی که بهش میگن سوپر!) بعد تا مربیمون میگفت دفاع ( خارجی میگفت البته! نکه ورزشش بزمیه این چیزاشم به اون چیزاش میاد!) ما سه متر میپریدیم هوا! بعد دوباره میگفت. بعد دوباره ما میپریدیم! هی گفت، مام هی پریدیم! نه اون ول کن بود، نه ما بیخیال میشدیم، جاتون خالی خیلیا خیلی خندیدن!

نکنه توقع دارین پاپستی بنویسم که جون من بیاین به اینی که میگم رای بدین، یا بیاین کلا رای ندیم همه سوسک شن!؟ عمرا من وارد بازی کثیف سیاست بشم! عمرا! چشم دشمن کر و گوش شیطون کور!

* "اوووووو" در عنوان این پست اشاره به باکلاس شدنمان و همچنین پست سیاسی ننوشتنمان دارد! هاها!

/ 18 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کاوه کیهان

خییییییییییییییییییییییییلی خدا مینویسی جان خودم .... مردم ازخنده....یه سری هم به مابزنی...میخوام تو هم بمیری ازخنده...تو بهشت با هم وبلاگ بزنیم.!!!!!! تابعد....

parya

salam[لبخند] man tu 40% webloga ke miram shoma hastin hameja..dar kol ehsas mikonam kheyli activin tu maghooleye weblog[نیشخند] gahgodari ham matalebetoono mikhunam..jaleban be manam sar bezanin khoshhal misham[لبخند]

م.طلوع

لطفا به این مطلب لینک بده

م.طلوع

عزیزم منظورم همان پست"چه کنیم" بود

مالزي نشين (مانيا)

در جواب كامنتت: فدات شم من كسي رو سرزنش نميكنم قربونت بشم. فقط اين سياست رو. منم خودم مخالف اينم كه احساس كنم رأي ام واقعي نبوده و به حضورم توهين شده. ولي بحثم اينجاس كه الان با اين شرايط، حتي اگه موسوي بياد بازم يه ماجراي ديگه شروع ميشه. (برا اين ميگم فرض محال، چون همه چي الان دست نفري هست كه دولت دستشه. و اصولا دارم خيلي بد ميشنوم كه داره ملت رو خفه ميكنه و از طرفي هم ميدونيم كه مردم طرفدار اون طرفي و خيلي افراطي هم خيلي داريم). فعلا هر دو جناح خيلي افراطي شدن. و من بعيد ميدونم هر كدومشون بياد روو كار،آرامش خاصي توي جناح مخالف ايجاد كنه. گرچه اميد دارم آدمي بياد كه واقعا اين توانايي رو داشته باشه. موسوي رو قبول دارم، ولي جوي كه عليه اش ساختن، خيلي بد شده متاسفانه و آرامش ايجاد كردن توو اين شرايط، خيلي سخته....

انار سبز

سلام پت خوبی؟مت چطوره؟ اگر بخوایم یک چایی پیش شما بخوریم آیا میریزید رویمان؟اصلا درست میشود[نیشخند][زبان]

بهاره

احیانا اینو ماله هم سبز و علفو اینا رو وقتی فیلم دوم رئیس جمهور مثلا مردمی دیدی ننوشتی...من یاد علف ها ی توی باغچه اش افتادم و حرفای در پیتش به هر حال!

من و من

سیاست!!! ای خداااااااااااااااااااااا