پت و وروجک و بستنی در پاساژ!

دیشب با وروجک رفتیم خرید! اما از اونجایی که وقت شام بود و هر دومون گرسنه بودیم و دیدیم چاره ای نیست جز نجات از گرسنگی. اما از اونجایی که دیگه همه جا داشت تعطیل میشد نشد بریم عین بچه آدم بشینیم یه جا غذا بخوریم. اماااااااااااا با دیدن مغازه ی بستنی فروشی یکی که شبیه به من بود، خودم رو میگم، گفت وروج! بریم بستنی بخوریم تا بعد خونه شام بخوریم!؟ که وروجک کلا نه تو کارش نیست! گفتیم بریم!

لازم به ذکره که یه بار که تو این پاساژه بستنی خوردیم از بس بچه ها نگاهمون کردن کوفتمون شد! از اون روز به بعد کلا سعی میکنیم یا نخوریم یا اگه خواستیم بخوریم بریم یه گوشه ی دیوار رو به کنج دیوار بخوریم که این بچه ها نبینند!

می گفتم! موقع سفارش وروجک گفت من از این قیف گنده ها میخوام اما هنوز نمیدونست توش چی بذاره! و من از اول گفتم بستنی پسته ای میخوام اما نمیدونم تو چه قیفی بذارم! خلاصه فروشندهه گفت که تو اون قیف بزرگها باید سه تا توپ بذاره برای همین وروجک باید سه تا سفارش میداد و هنوز تو تصیمیم یه توپش هم مونده بود! این بود که گفتیم خب من توپ پسته امو میذارم تو قیف تو و تو هم دو تا توپ دیگه انتخاب کن! خلاصه با تشویق حضار دو تا توپ میوه ای هم وروجک انتخاب کرد و پولشو با فلاکت دادیم*! شما تصور کن دو تا خانم متشخص دارن با قاشق یه بار مصرف بستنی قیفی میخورن وسط پاساژ!!!!!! حالا من هر از گاهی هواسم میرفت به لباسها بعد وروجک با قیف دنبالم میکرد که بیا بستنیتو بخور الان از گرسنگی میمیری! آخه ما اتیوپی زندگی میکنیم!!!!! اوا! نمیخواستم بگم ها! حالا دیگه گفتم دیگه!‌ آب رفته به جوی بر نمیگرده که! شما به روت نیار!

تازه! یه جا هم تصمیم گرفتیم بشینیم رو زمین هم بستنی بخوریم هم خستگی در کنیم هم کسب درآمد کنیم! حداقل پول بستنیمون که در میومد! خود شما تصور کن چه صحنه ی ملال آوریه دیدن دو نفر در حالیکه برای بقای خودشون دارن تلاش میکنند!

داشته باشین توپ پسته ته قیف بود، بقیه اش روش بود،‌ و من تلاش میکردم زودتر به پسته هام برسم! که البته لازم به ذکره که پسته ها رو با پوست و درختش رنده کرده بودن!!!! این بود که بستنی میوه ای ها سه سوت حفاری شدن تا بنده به پسته ها برسم!

تمام محتوای قیف رو با همون وضعیت قاشق قاشق وسط مغازه های با کلاس خوردیم تا رسیدیم به نونش! یعنی همون تهدیگش! اما خب چون دست وروجک گرم بود و عرق کرده بود و اینا.... دیگه همین دیگه! یه خرده فقط شور شده بود! خیلی نبود! یعنی خب عرقه دیگه شوره!!!!!!

 

----------------------

* پولشو با فلاکت دادیم چون زیپ کیف پولم باز نمیشد و پولها دلشون نمیخواست بیان بیرون!!!! بعد من دچار دلهره شده بودم که نکنه تراولهای توش پاره بشن و یا برای همیشه اون تو محبوس شن!!! بعد وروجک دلداری میداد که هل نکن! فروشنده نمیذاره تا پول بستنیشو ندادیم جاییم بریم!!! و بر دلهره ی من افزود که تا صبح باید اونجا بمونیم و چه بسا مجبور شیم ظروف بستنی رو هم بشوریم!

/ 15 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پت

[نیشخند]اها دیدم جای قشنگیه

الهه

ای پت![خنده] پاراگراف آخرت خیلی خوب بود![سبز]

نادرنریمان

من که با خودم عهد بستم بالا شهر بستنی نخورم ! آدم بستنی میخوره خونوک بشه پول زور که از آدم میگیرن همه جام آتیش میگیره [نیشخند] حالا همه میگن این بابا چقذه نعل گداس [خنده][نیشخند] ولی سر حرفم هستم..یه اسکوپ بستنی 2000 زور داره دیگه [نیشخند]

نادرنریمان

در ضمن....این رعایت فعل و ضمیرها تو پست قبلیم منو کشته [خنده][نیشخند]

من و من

من بستني شكلات تلخ دوست دارم بستني ليمو و الو ترش هم دوس مي دارم بستني مارس هم ايضن اما كلن فالوده بيترتره!

م.طلوع

سلام عزیزکم چطوری؟چه خبر؟ چقدر دلم تنگ شده بود..از بابا بزرگ چه خبر. از اقا صدرا که وبلاگش باز هم نمیشه چه خبر؟

طنزنگار

من اولین بار بود اومدم وبلاگتون ولی خیلی باحال بود. خیلی خوب می نویسی! وبلاگ منم بیا! [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] گول خوردی ها! فکر کردی از این کامنت تبلیغاتی هاست؟ حالا فکر کردی نیست؟ بازم گول خوردی؟ نترسیدی گول به این بزرگی تو رو بخوره؟ حالا تکلیف ما رو روشن کن دیگه! کامنت تبلیغاتی ها رو حذف می کنی یا نه؟ نمی کنی؟ پس تبلیغاتیه! می کنی؟ پس تبلیغاتی نیست! اصلا من چون خیلی از نوشته تون خوشم اومد نظر گذاشتم. حالا میای وبلاگ من یا نه؟ نمیای؟ پس کجا میری؟ اونجا؟ اونجا که فی ل تر شده بابا! فردا ساعت 8 میخوان گوگل رو هم تو میدون اصلی شهر فی ل تر کنن اون وقت تو میخوای بری اونجا؟ حالا بری کی برمیگردی؟ وقت می کنی وبلاگ منم بیای؟ اگه نیومدی اجازه میدی بجاش وبلاگت رو فی ل تر کنم؟ آخه من آشنا دارم، هر جا دیدی جواب کامنت هات رو نمی دن بگو ... حالا بالاخره این کامنت ما تبلیغاتی بود یا نه؟ برای فهمیدن جواب این سوال کمی برو بالاتر - - - - - - - ای بابا! بالا و پایین رو هم که بلد نیستی؟ چپ و راست رو چطور؟ بازم برو بالاتر - - - - - بستنی خوشمزه بود؟ واسه اصلاح الگوی مصرف د

الهه

سلام پت به بازی دعوت شدی زودی بیا گوجه فرنگی و تخم مرغ هم داریم

سورنا

هه لو [نیشخند] منو یادته؟ یادته یه زمانی چقدر عاشگت بودم[قهقهه] یادته همه اش خوراکی باهم حرف میزدیم؟ دلم برات خیلی تنگ شده بود من هنوزم به یادتم خانوم