بنزين!

سلامممممممممممممم01.gif

سلام! دوباره سلام! 04.gif

پت داهاتیه لپ گلی ( شبیه این -> 09.gif) شده٬ هی سلام سلام میکنه! ( پت دو روزه از شهر رد شده فکر کرده چه خبر شده!30.gifشما به دل نگیر حرفاشو!01.gif)

نخیر!45.gif هی میگم سلام که یعنی کی گفته که من غزل بای بای 27.gif ( ورژن غرب زده ی غزل خداحافظی!) خوندم که میگین پت رفتی؟! حیف شدی! جوون بودی! ناکام موندی آخرشم بچه!....... خب.... سلام همه! 05.gif

عرضم به حضورتون که این چند روز یاده یه چیزی افتادم که اول بگم05.gif...... آهان..... نه بذار عیدو آخر سر بگم...... بله...... یاده یه چیزی افتادم........ روزی روزگاری من و مت عین وضعیت فعلیه جامعه درگیر امتحانات بودیم!26.gif..... بله..... امتحانات!29.gif...... به مرور رسم بر این شده بود که بعد از امتحان من زنگ بزنم مت که بیاد بریم پارک تاپ بازی کنیم بعد بریم خونه!48.gif...... البته گاها باعث خجالت هم میشد این رفتارمون!46.gif...... تا حالا از بچه ی فسقلی خجالت کشیدی؟! اشکال نداره..... ولی ما نکشیدیم!34.gif....... می خواستم بگم که یعنی وقتی بچه کوچولوها بودن ما میرفتیم یه بازی دیگه میکردیم که خجل نشیم!44.gif....... به هر صورت...... بعد از امتحانات این رسم تو ذهنمون مونده بود....... تا یه روز عصر مت زنگ زد که پت بیا بریم تاپ بازی16.gif...... خلاصه مت و داداشه مت اومدن دنباله من...... که تو راه مت اظهار داشت که بنزین نداریم و اول بریم بنزین بزنیم...... از اینجاش پت وارد بازیه پیچیده ی سیاست و اقتصاد میشه!23.gif.... پت دیده فیلتر شده٬ گفته آب از سر ما که گذشت!16.gif..... آهان..... بذار نکته اشو بگم15.gif...... مت این ماشینشونو تازه خریده بودن برای همین مت هنوز گذرش به بنزین زدنش نرسیده بود...... خلاصه رفتیم پمپ بنزین و دیدیم که به! به!‌ عجب صفی.... عجب پری! عجب بالی.... نیست بالاتر از سیاهی رنگ!26.gif..... ببخشید!40.gif.... دیدیم صف طولانی و قلندر بیدار!05.gif...... در همین حین مت پیشنهاد داد که تا تو صف هستیم خوبه دسته جمعی دنباله دکمه ی باک بنزین بگردیم چون گم شده!13.gif...... هر چی گشتیم پیداش نکردیم که نکردیم17.gif...... حتی دکمه ی باک دزدیده شده بود!36.gif...... خلاصه مت به تصور اینکه من به زبان های آسیای شرقیه خیلی خیلی خیلی دور 48.gif تسلط وافری دارم هر چی دفترچه و جزوه و کاتالوگ بود داد بهم که بشینم بخونم بلکه ببینم مدلش اینه که دکمه نداشته باشه آیا؟!39.gif..... منم نمیدونم چه زبونی بود فقط از رو عکساش فهمیدم که در مورد دکمه چیزی نوشته نشده35.gif...... نامردا فقط عکساشو زبون بین المللی کشیده بودن!43.gif...... خلاصه بعد از این که ۵۶۴ صفحه مربع مستطیل و نردبوم خوندیم دیدیم نوبته ما شده و در باک همواره بسته میباشد!21.gif...... حالا شما داشته باش صدای بوق و جیغ و ارتعاش فحش های متشاشع ( دیگه میدونین چیه دیگه؟!33.gif) شده از سمت خیل جمعیت توی صف رو!!!!!30.gif14.gif...... داداشه مت به عنوان نوجوان فرهیخته ی مملکت پیشنهاد داد که خوبه حالا که دکمه گم شده با کلید درو باز کنیم26.gif..... سوییچ و از مت گرفت و درو باز کرد و توپیه در باک رو داد دست من....... و من همواره غرق مطالعه ی کتب26.gif...... بنزین زده شد و مسائل حل گشت ولی من و مت داشتیم مطالعه میکردیم ساختار درونیه موتورو اونم به زبون مادریه خوده موتور! ببخشید زبون مادریه موتور هم حتی نبود!37.gif....... یه چند دقیقه بعد که رفتیم داداشه مت دید که هنوز درگیری برای یافتنه دکمه ادامه داره اعلام کرد که وقتی توپیه در باک به طور کلی کنده میشه و لولا نداره٬ میشه نتیجه گرفت که دکمه ای هم براش وجود نداره!26.gif چرا که اگه داشت دکمه باعث می شد که در کلا کنده شده و گم گردد!26.gif....... و البته من و مت بسیار از این استدلال مشعوف ( دارای شعف! - نویسنده خیلی داره سعی میکنه فارسیه روون رو ترویج بده!41.gif-) گشتیم و پند وی را در جوار مربع مستطیل ها به صورت نکته ی پنهان تحریر کردیم04.gif..... به امید آن که نجات عده ای از سر درگمی٬ ذخیره ای گردد برای توشه ی آخرتمان!25.gif

البته یه دفعه ی دیگه هم مشابه این کارو من و مت با کامپیوتره یه نفر کردیم که به علت نرخ بالای شرمندگی معذورم از بیانش35.gif24.gif....... خلاصه ما تاپ بازیمونو کردیم اون روز و روزهای بعد تصمیم گرفتیم که بریم تو کار ترجمه ی زبان های مستطیلی که بتونیم بنزین رو در صورت لزوم به نرخ سواحل قناری خریداری کنیم!16.gif...... باشد که چرخ صنعت روان گشته و مام بریم یه چاه نفتی تفتی چیزی برای رفاهه حال شهروندان قسطی بخریم!10.gif.......

ببخشید پت خیلی چرت و پرت قاطیه ماجرا کرد19.gif....... اگه نخواستین بعد از اینکه همه اشو خوندین بهم بگین یه دفعه هم بدونه توضیحات بگم!04.gif

همتون موفق باشین!

اوه!40.gif یادم رفت اولی رو بگم! ببخشید! همون بعدیشو..... همین دیگه...... روز همه ی مادرا و خانما و دختر خانما و فمنیست ها و عید همه ی بقیه مبارک باشه.......49.gif

دوباره همتون موفق باشین.......

/ 150 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی

سلام ميدونی که ۵۴ رمين وبلاگ توی لينکت فعال شده(از بالا به پایین بشمر) اسممو نمينويسم ببينم ميتونی حدس بزنی البته خيلی راحته من خودم که خوب شناختم خودمو

امپراتور

سلام پت بی معرفتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت معلوم هست کجاييييييييييييييييييی

سارا

مرسی از اين که به من سر زدی و ردپات رو ديدم بازم سر بزن راستی تولد پرشين بلاگ همتون بيايد بچه ها من لينکت رو توی وبم می ذارم چطوره

بابابزرگ

سلام خانوم شاید تو قصه های دیگه یکی یکی همه رو خورد تا ببینیم گرفتار امتحان نيستم ولی... همه زندگی می کنن، من گرفتار زندگي بازم ميام موفق. شاد. يا علی راستی از اينکه تشريف آوردين و اول شدين ممنون

هاپو۱۰+۱ (نازنين)

سلام چقدر این بلاگتون نازه وای ... منم روز مادرو تبریک می گم ... وضعیت بنزینم که ... بگذریم ... خوشحال می شم پیشم بیایی ... نازنین

بابابزرگ

سلام خانوم من ريه هام حساسه، زودتر يه کاری بکن بوی بنزين برام خوب نيست بابا... حداقل با یه پست خالی آپ کن خودمون توش گل میکاریم بعد میایم کنارش قدم می زنيم. موفق. شاد. يا علی

بابابزرگ

راستی... جسارت نکرده باشم. فقط پيشنهاد بود.

بابابزرگ

اگه شما امر بفرماييد ما خودمونو با بنزين آتيش هم ميزنيم چه برسه به اينکه خودمونو با بویاون خفه کنيم. در ضمن هپ م. ش. ی.