معرفی فامیل!

چنگیز بابای بچه هامه! نمونه ی کامله یک مرد! سیبیل داره آآآآآآ! از این گوش تا اون گوش! سیاه! هیکل خدا! آدم هی دلش میخواد بهش تکیه کنه! کلا هیبتیه! موهاشم وقتی شونه میکنه راه راه میشه! نکه فکر کنی قرطیه هاااااااااا نه! از حموم خوشش نمیاد! یعنی اهل این سوسول بازیا نیست! کلا هر چیزی که ریشه ی قرطی بازی داشته باشه خوشش نمیاد! گفتم که یک مرد کامله! شغلشو من نمیدونم راستش. یعنی کلا خوششون نمیاد ضعیفه جماعت تو کار بیرون دخالت کنه! نکه فکر کنی روشن فکر نیستند ها! خیلی روشن و امروزین! از روشنیشون همین بس که مادر چنگیز با اینکه نمیتونه بنویسه، یعنی بلد نیست که بنویسه،‌ عین بلبلللللللللل میخونه! فقط هم بندری میخونه. یعنی این موزیکهای دیگه که جلفند رو میبدونی، اهلش نیستند! فقط و فقط بندری!

از مادر چنگیز داشتم میگفتم. یک زن روشن و امروزیه، موهاشو حنا میذاره همچین هویجی در میاد که خود خدا میمونه این هویجه یا سر مادر چنگیز!!!! ناخنهاشو هم حنا میذاره! بعد که ناخنهاش در میاد یه تیکه ش سفید میشه یه تیکه اش هویجی. گفتم که خیلی زن خوبیه! از خوبیش همین بس که همین که صدای دعوا و چاقو کشی از تو کوچه شون میاد، هر جاااااای خونه که باشه، دو طرف چادرو سه سوت محکم پشت گردش گره میزنه، چکمه بلند پلاستیکیهاشو میپوشه، جاروشو بر میداره میدوهه تو کوچه! معتقده که گاهی باید بزرگترهای محل بزرگی کنند تا دعوا به جای باریک نکشه!!!! کمالاتش کلا خیلی زیاده! مثلا هر هفته جمعه ها چهار صبح میریم کله پزی! کامبیز هم میاد. کامبیز داداش کوچیکه ی چنگیزه! حالا معرفیش میکنم. میگفتم، میریم کله پزی همه با هم اما آقاها قسمت مردونه میشینند ما ضعیفه ها هم میریم یه گوشه تو زنونه! کلا غیرت از سر و روی این مرداها میپاشه! آقاشون خدا بیامرز وصیت کرده که هر موقع میریم کله پزی عکسشو هم با خودمون ببریم! خیلی کله پاچه دوست داشت خدا بیامرز. بعد از اون هم آقاها برای ما پنجاه کیلو باقالی میخرن ما رو میذارن خونه که باقالی ها رو آماده کنیم بعد خودشون میرن زورخونه! آره بابا اهل ورزش هم هستند! کجاشو دیدییییییی. باقالی ها رو که آماده کردیم میفروشیم چرخ زندگی بچرخه!

کامبیز گفتم که داداش چنگیزه. به هیبیت چنگیز نیست، اما خب. زن میگیره درست میشه! میدونی دنبال یه دختر چهارده پونزده ساله میگردیم. کمتر هم بود طوری نیست. البته یه چند باری رفتیم خواستگاری، من و مادر چنگیز، اما دختره خیلی خوب دیزی بار نمیذاشت این بود که مادرشون گفت به درد نمیخوره! البته کامبیز هیچ نظری نداره، یعنی خب حق نداره. چون میدونی رسم ندارن عروس و داماد همدیگه رو تا فردا پس فردای عروسی ببینند! کلا خیلی با شور و شوق هستند!‌ میخوان همدیگه رو اینطوری سورپرایز کنند!!!!!

دیگه همین دیگه. خونواده ی جمع و جوری هستیم! یعنی مادر چنگیز خوشش نمیاد زیاد بچه تو دست و پا باشه! البته این دو تا مرد هم خیلی نورانی و خوبند. به جز سیبیلشون که سیاه و نور نداره، کلا متشعشع هستند! گاهی ازشون به عنوان مهتابی استفاده میکنیم!!!!!

مادر پدر خودم؟ راستش میدونی آقامون خوشش نمیاد من زیاد باهاشون رفت و آمد کنم. میگه اونارو که میبینم گستاخ میشم. پیارسال عید چند دقیقه دیدمشون. یادش به خیر! بعدش انقدر چنگیز کتکم زد که هنوز چشمم کبوده!!!!!

/ 16 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرش پیرزاده

فکر کنم یک سری دادستان جدید داریم با این اقا چنگیز و خانواده منتظر قسمتهای بعدی هستم

یوگا و مدیتیشن

سلام، با اجازه وبلاگ خوبتون را لینک کردم، ممنون می شم شما هم منو به اسم "مراقبه و مدیتیشن" لینک کنین.

SADRA

سلام خوبین؟ عذر تقصیر بابت اینهمه تاخیر (عجب قافیه ای شد)!!

صدرا

الهی که دستای چنگیز بش... که تو رو کتک زده مگه توی قرن 21 ام کسی خانومشو میزنه؟ اونم تو روز روشن!

صدرا

خیلی جالب بود البته یه جورایی هم غلو شده بود درخصوص مردای قدیم دوتاهم غلط املایی داشتی شدی 18 این نشون میده که متن رو کامل خوندم اونم چند دفعه 1- پاراگراف اول خط چهارم (نکه) 2- پاراگراف دوم خط نهم (مردارها)

الهه

الهه هستم 12 ساله دیزی هم بلدم بار بذارم استعداد تربیت شدن هم دارم آقا کامبیز بلهههههههههه؟

آرش پیرزاده

سلام تولد هانا یه سری به وبلاگم بزن خوشحال میشیم هم من هم هانا

جملات قصار

با سلام، وبلاگ زیبای شما برایم بسیار جالب بود، به همین دلیل شما را در پیوندهای وبلاگم درج نمودم. ممنون می شم شما هم من رو به نام "آرشیو جملات زیبا" لینک دهید. تشکر فراوان. http://jomlate-ghesar.persianblog.ir/

حقدوست

[لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] سلام بر شما دوست عزیز آن روز که از کعبه درخشید علی**** بخشید ضیا به ماه و خورشید علی با دست دعای مادرش بنت اسد **** بگشود ز کعبه دَرِ توحید علی فرارسیدن سالروز میلاد با سعادت جانشین الهی پیامبر خدا؛ حضرت علی(ع) را به شما دوست عزیز تبریک می‌گویم و امیدوارم از شیعیان واقعی آن حضرت باشیم. امیدوارم خداوند متعال به برکت این ایام مسعود، هر آرزویی دارید را برآورده کند. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] با مطالب جدید زیر، منتظر قدوم گرامی شما هستم: [قلب]>>> مناظره بسیار زیبای یک شیرزن با حجّاج در مورد فضائل مولا علی(ع) http://bia2mofid.persianblog.ir/post/334/ >>>توصیه می‌کنم حتما این جریان را بخوانید، که در امام شناسی، بسیار مؤثر خواهد بود.<<< [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] [قلب]>>> احادیث هفته هشتاد و چهارم(احادیثی در فضیلت حضرت علی«ع») http://bia2mofid.persianblog.ir/post/333// [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل]

طنزنگار

چقدر دلم برای مردهای واقعی تنگ شده!