خاطرات پت و مت از زبان پت

پیتزا دوغه فرنگی!

هه لو علیکم بر همگی و رحمت الگاد!

خب از اونجایی که احساس میکنیم یک عدد گاو به همراه گاوآهنش رو مغزم چهار نعل تازیده و مغزمان آماده ی کاشت کاکتوس است، اعلام میداریم که سرمان از قسمت های تهتهانی تا همان تهتهانی جات درد میکند!... اما این باعث نخواهد شد که اینجا آپ نشه!

کلا این پت بودن حالت مسری داره! از من به همه حتی عوامل مزدور هم منتقل شده! به طور مثال یه روز با یکی از عوامل مزدور خودمونو دعوت کردیم بریم بیرون پیتزا پارتی برای خودمون راه بندازیم!... این عامل مزدور اصولا هر چی که میخوره مزه ی غورباقه میده، نمیدونم چرا!... کلا ترکیب غذارو منهدم میکنه... اون شب سالاد و دوغ و پیتزا سفارش داد... چشمای گارسن اولش گرد شده بود که این موجود رو از کجا پیدا شده که با پیتزاش دوغ میخوره!... خلاصه اول سالاد کلم خورد... یعنی هر چی منتظر شد که پیتزاشو بیارن که سالاد رو بریزه رو نون پیتزاش نیاوردن برای همین اول خوردش!... بعد دوغ خورد... یه کمیشو نگه داشت تا با پیتزاش بخوره!!!!... خدارو شکر که پیاز و سبزی خوردن و سماق نداشتن،‌ وگرنه لابد میخواست با پیتزاش به جز دوغ اونارم سفارش بده!.. وقتی که داشتیم میومدیم بیرون گفت احساس میکنم حالم خوب نیست... انگار اون تو چیزا دارن با هم دعوا میکنن!... و وقتی رسیدیم خونه حال نامساعدی پیدا کرده بود! و هنوز بعد از سالها از پیتزا و دوغ به عنوان عسل و خربزه یاد میکنه!

ما آدما کلا بامزه هستیم... گوش جان بسپرید به مکالمه ی زیر تا متوجه منظور حقیر بشین ( این مکالمه تازه از تنور در اومده و داغه داغه!):

- های هانی! خوبی؟

- آر یو فری؟

+ سلام {...} جان

+ بله بگو

- عزیزم من این جمله رو نتونستم ترجمه کنم {و بعد یه جمله ی ساده ی انگلیسی}

....

- تنکس عزیزم.. میسی {!}

- عزیزم مزاحمت نمیشم

+ خواهش میکنم.. مراحمی

- بوس بای

+ موفق باشی.. خدانگهدار

خب! همین دیگه... رومنس پست امروزو به اکشنی پست قبل ببخشید!

من برم کاکتوس ها رو برداشت کنم تا نمردم...

خدانگهدار

+ پت ; ٩:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۸/٧
comment نظرات ()