خاطرات پت و مت از زبان پت

پریز در کلاه پت!

هه لو دوستان! آشنایان! و خوانندگان و البته نوازندگان محترم!

اینجانب پت بسیار زنده و سلامت استم تا مشتی باشد بر دهان استکبار جهانی!.... یک صدا با هم میخونیم: تا زبان فارسی زنده است٬ پرشین بلاگ زنده است٬ تا پرشین بلاگ زنده است٬ پت زنده است!!!!! فاتحه هایی که خوندین رو یا پس بگیرین یا دایورت کنید به اموات دیگه و یا حواله کنید به حساب خودم بعد از مرگ!

به هر حال امروز اومدم براتون از کلاههایی مغازه دارها که روی سرم گذاشتن تعریف کنم!....

روزی روزگاری با مت بودیم که از دم در یه مغازه ی الکتریکی رد شدیم و من یادم اومد که تبدیل پریز نیاز دارم... رفتم تو مغازه و یکی خریدم.... از اونجایی که یه ۵۰۰ تومنی داشتم با یه مقدار اسکناس درشت که اون زمان ۲۰۰۰ تومنی بود٬ بهم گفت چون پول خرد نداره حاضره تبدیل ۶۰۰ تومنی رو ۵۰۰ بهم بده!.... منم با حس عذاب وجدان که بنده خدا ضرر کرد و اینکه یادم باشه بهش ۱۰۰ تومنو بعدا بدم اومدم بیرون... چند روز بعدش مامان مت هم از همون تبدیلا لازم داشت و من فرمودم از اون مغازه ی نزدیک خونه اتون من خریدم ۵۰۰ اما به شما میده ۶۰۰.... و وقتی مامان مت رفته بود ۴۰۰ تومن یا ۳۰۰ تومن اینا بهش داده بوده!!!! البته مامان مت هم به هوای اینکه تبدیل ۶۰۰ تومنه هی میگفته آقا بهتر از این ندارین؟! اونم گفته بوده فقط همین یه مدل رو دارن... و وقتی من دیدم٬ متوجه شدم عین مال خودمه!.... بعدا که ماجرا رو برای داییم تعریف کردم٬ گفت اینا ۱۰۰ تومن تا ماکسیمم ۲۰۰ تومنه!!!!

یه روز دیگه از همون روزا دوباره رفتم کلید برق بخرم! روز تعطیل بود فکر میکنم یا صبح زود بود که اکثر مغازه ها تعطیل بودن.... خلاصه کلی راه رفتم و آدرس پرسیدم تا رسیدم به یه مغازه.... یه پریز الکی که به دردم هم نخورد به سیم هام لحیم کرد.... یادم نیست چقدر ازم گرفت٬ اما وقتی رسیدم خونه متوجه شدم که خوبه کل جوش کاری و کلید رو  بندازم دور! چون به حدی کثیف کار کرده بود و کلیدش کج و کوله بود به درد نمیخورد! و البته یه کلید دیگه خریدم به قیمت چند تا سکه و عین بلبل کار کرد!!!!

خب! من دیگه بیشتر از این از پریز خریدنم نمیگم که فکر نکنید کارگر ساختمونی چیزی هستم!

همگی موفق باشید و سلامت!

خدانگهدار

+ پت ; ٥:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٢/۳۱
comment نظرات ()