خاطرات پت و مت از زبان پت

موتور طياره ی پت

در روزگاران قدیم٬ چندین سال قبل٬ زمانی که پت خردی سن ( اکثر مورخان بین ۵ تا ۷-۸ سنه رو تخمین زده اند!.... اما به دلیل دموکراسی ما نمی توانیم نظر اقلیت رو نادیده بگیریم! پس همون خردی خوبه!) بیش نداشت٬ مالک یک عدد هواپیمای بوئینگ  به شماره سریه...... ببخشید!...... شماره سریه آن در دسترس نمیباشد!..... پوزش می طلبم!...... بود!..... از آنجایی که این طفل خرد (= عاقل! دروغ که هسته نداره؟! خب! همون کوچک پس حالا که استخوان دارد!) علاقه ای به عروسک  و لوازمات جانبیه آن نداشت٬ آنها را برای سرگرمیه کودکان مهمان نگهداری میکرد تا در صورت بروز حمله ی این کودکان لوس و بچه (!) هواپیمای وی و نیز قطار٬ اتوموبیل ها ( مرسوم به ماشین پلیس ها!)٬ موتور سوارها ( مرسوم به تیم اسکورت ماشین پلیس ها!) و نیز سایر ناوگان وی٬ هایجک نشوند...... وی در همان سن٬ روشی برای هایجک کردن کشتی ها نیز اختراع نموده بوده است!...... قبول درگاه ایزدی...... بله.... روزگاری کودکی کوچک از اقوام مجهول الهویه که گویا گربه شان با گربه ی پت اینها٬ بعد از ظهر ها چایی مینوشیده٬ به منزل پت مراجعت نمود....... وی در قیافه ای مشابه هویج خود را استتار نموده بود و کماندو ها قادر به شناساییه وی نبودند...... آنچه پت از مراسم اختتامیه ی آن فاجعه در نظر نگه داشته است٬ موتور هواپیمای مزبور است که در دستان آن کودک کله هویجی ناله ی «مرا نجات بده!» سر داده بود٬ است!....... بلی٬ به همین سهولت تمام دیوار های امنیتی ناوگان پت در هم شکست و موتور هواپیمای وی به سرقت زیرکانه رفت ....... بدین وسیله سرنوشت سرنشینان مجهول اون حادثه ی دلخراش معمای بزرگ تاریخ گشت..... چندی بعد بدنه ی اوراق بوئینگ در حوالیه زباله دانی یافت شد و داغ های فراوانی در دل خلبان٬ تازه گردید!....... آنجا بود که پت با خود تصمیم گرفت که از آن به بعد به جز بوئینگ٬ طیاره ی دیگری را نپراند و مسافران آنرا از قبل شناسایی نماید...... باشد که پت به آرزوی دیرینه ی خود دست یابد!...... وی همچنین پیمان جنگ تن به تن با کلیه ی گربه های محل های اطراف تا دامنه ی ۲۰۰ کیلومتریه محل پرواز برای مادام العمر تنفیذ کرد....... چرا که لحظه ای غفلت چه خسارت های جبران نشدنی به بار می آورد!

   

ببخشید! این پست و کی آپ کرده که سلام نکرده؟!..... هر چی به این دختر میگم این کارارو کردی که موتور طیاره ات و ربودن٬ میگه نچ!...... شما به بزرگواریتون ببخشید!.....

+ پت ; ۳:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۸/٢٧
comment نظرات ()