خاطرات پت و مت از زبان پت

پت پست جدی می نويسه.....

سلام!

پت امروز اومده که یه پست جدی در مورد بازی که ژیگولو دعوتش کرده بنویسه....... بازی اینطوریه که بگه اولین باری که وبلاگ نوشته و چه حسی داشته و اینا بنویسه...... پت هم میخواد وارد بازی بشه..... پت از ژیگولو تشکر می کنه به بازی دعوتش کرده....

اولین باری که پت وبلاگ نوشت٬ شنبه ی چند سال پیش بود....... پت داشت تو محل کارش کاراشو انجام میداد که تلفن زنگ زد....... بعد یه سری صحبت پیش اومد که پت خیلی عصبانی شد..... پت سعی کرد به ادامه ی کارش برسه و به روش نیاورد که چی شده ولی هنوز عصبانی بود....... در همین حین یه دوست خیلی دوست داشتنیه پت آن شد...... داشتن با هم صحبت می کردن که پت یه ذره از عصبانیتشو برای دوستش تعریف کرد...... دوستش بهش گفت که برو وبلاگمو بخون شاید کمکت کنه...... پت یه ذره خوند...... بعد دوست پت بهش گفت که تو هم بنویس..... بعد پت هم شروع کرد به نوشتن...... اون وبلاگ یکی دوتا پست بیشتر عمر نکرد...... اون زمان پت بیشتر وقتش به رفت و آمد بین چند مکان می گذشت و برای همین خیلی به نوشتن نمیرسید.........

پارسال این موقع یه ذره عقبتر.......  پت به پیشنهاد خواهرش شروع کرد به نوشتن خاطراتش..... خواهر عزیز پت در این زمینه خیلی زحمت کشید و پت ازش تشکر میکنه...... همه ی کارای وبلاگو براش انجام داد و پت فقط زحمت نوشتنو می کشید...... پت از مت تشکر میکنه که در پیدایش اتفاقات حضور داشت و همکاری کرد...... پت اولین بار شروع کرد به نوشتن به امید اینکه خاطراتش که ممکنه گاهی یادش بره ثبت بشن..... پت حالا علاوه بر ثبت خاطرات دلایل دیگه ای هم داره.....

به نظره بعضیا نوشتن این چیزا وقت تلف کردنه..... به نظره بعضیا خیلی خوبه....... بعضیا میگن پت داره وقتشو تلف میکنه..... بعضیا این سبک نوشتن رو دوست ندارن...... بعضیا این سبک پت بودن رو دوست ندارن...... پت ولی می نویسه و نظر هر کس برای خود اون فرد فقط قابله اعماله......

تو وبلاگ پت آدمای مختلفی رفت و آمد میکنن..... گاهی اوقات با هم دیگه به اندازه ای فرق دارن که مخالفه همدیگه به نظر میان...... پت همه ی اونارو عزیز میدونه...... پت وبلاگه هر کدومشونو میخونه...... و قطعا هدف داره از خوندنش...... بعضی از وبلاگا رو می خونه که دلش باز بشه...... بعضیا رو میخونه که در جریانه یه سری مسائل قرار بگیره..... بعضیاشو می خونه فکرش به سمت یه سری چیزایی که هیچ وقت نمیدونست هستن باز بشه..... بعضیاشو میخونه که به اندازه ی خودش نقد کنه و البته امیدواره که نویسنده ی اون وبلاگ درک کنه کوتاه فکریه پت رو..... پت به دلایل مختلف وبلاگهای آدمای دیگه رو میخونه و اگه فرصت نکنه بخونه چیزی نمیگه...... پت دوست نداره فقط اونایی که مثل خودشن یا اونایی که پت دوست داره تو وبلاگش رفت و آمد کنن..... چون پت از همه ی اونا یاد میگیره و اونا کمکش میکنن که زاویه ی دیدش گسترش پیدا کنه.......

پت گاهی اوقات کارش خیلی میشه که روال آپ هاش به هم میریزه و شرمنده میشه.....

پت فکر میکنه که بازی اینجا باید تموم بشه وگرنه خیلی برای گفتن داره.......

پت از همه ی شما تشکر میکنه که هستید و امیدواره که همیشه خوشحال و موفق باشین.....

همین.

+ پت ; ٢:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٤/٤
comment نظرات ()