خاطرات پت و مت از زبان پت

سرنوشت کسی که منتظر پت نموند!

هه لو علیکم 

چند روز پیش آرش پیرزاد به نکته ای اشاره کرد که فکر کردم حق با ایشونه. طی این چند سال که دارم پت و مت رو مینویسم به جز پست های اول که کمی از خودم و مت نوشته بودم، چیز بیشتری در مورد شخصیت های این وبلاگ ننوشتم. از طرفی هم چون خودم شخصیت ها رو میشناسم تصور میکردم بقیه هم میدونند!!!! پت بازی دیگه!

به جز خودم، پت، که اینجا رو مینویسم، مت و وروجک هم جزو شخصیت های اصلی هستند. مت و وروجک افرادی هستند که با هر کدوم یه مدتی همخونه بودم و هستم. یه مدت با مت بودم و حالا هم یه مدت با وروجک. وروجک همون عامل مزدور سابق هستش که زمانی که با مت زندگی میکردم اخبار رو از مت میگرفت و به شبکه ی خبر خودش ارسال میکرد!!!!

امیدوارم روشنگری مفیدی بوده باشه. سوالی بود تو کامنتدونی بپرسید.

و اینک ماجرای این پست!

چند روز پیش صبح وروجک داشت از خونه میرفت بیرون. در حین خارج شدن از منزل مکالمه ی زیر صورت گرفت:

پت: منم دارم میام، یه دقیقه صبر میکنی با هم بریم؟

وروجک با لحن اون-تبر-بزرگه-کجاست؟: نع!

پت: باشه

چند دقیقه بعد پت اومد تو خیابون و دید که اتوبوس اومد اون طرف خیابون و فقط یک نفر سوار شد که اونم وروجک نبود!!! با خودش گفت یعنی انقدر سریع اتوبوس قبلی اومده و رفته و وروجک رو برده!؟! و احساس کرد دلش برای وروجک تنگ شده!!!!

سپس پت بدو بدو از وسط خیابون رد شد و رسید به ایستگاه اونور خیابون. این کار بدو بدو کردن رو چند روز قبلش از یه خانم شیک و خارجی یاد گرفته بود. اینطوری زودتر به ایستگاه میرسه و نیازی نیست کلی راه (یعنی ٣٠-۴٠ قدم) بره جلوتر و از چراغ که بعد از نیم ساعت از فرط خجالت قرمز میشه، رد بشه و بعد دوباه ٢٠-٣٠ قدم برگرده پایین تا برسه به ایستگاه.

خووولاصه! پت رسید به ایستگاه و داشت چای دم میکرد که دید یکی هدفن به گوش داره از بالا میاد!!!!! و اون کسی نبود به جز وروجک! اشک شوق تو چشماش حلقه زد (اون بالا گفتم که دل پت برای وروجک تنگ شده بود!) و حالا نخند کی بخند! کلا جو خیلی عاطفی بود! وروجک هم هدفنشو در آورد تا ببینه که پت داره واقعا میخنده و این اشک ها از درددل حاصل شده و لاغیر!!!! بعدشم گذاشت تو گوشش و تا محل کارش فقط یه خداحافظی گفت! گفتم که دنبال تبرش میگشت از اول صبح!

 

امضا: پت پتیان کارتن خواب!!!! (امشب دیگه وروجک تو خونه راهم نمیده!)

+ پت ; ٥:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱٥
comment نظرات ()