خاطرات پت و مت از زبان پت

عاقلان دانند!

خب میفرمودم!

اون قدیم ندیما یه بار سوار تاکسی شدم، رادیو داشت اخبار میگفت.. آقای راننده هم که خب دیگه میدونیم اخلاقشونو، شروع کرد که زمان شاه اخبار مملکت شده بود که شصت پای اعلیحضرت خورد به پایه ی مبل! آقا! اینو از صبح تا شب هی اخبار میگفت!.. حالام که علیحضرت نیست،بیبببببببببب... اوا! قطع شد!.. فکر کنم اینجای حافظه ام خراب شده! حالا به قول یه بنده خدایی که اگه به خودش باشه، کاسه بشقابم هر یه ساعت یه بار دیفرگ میکنه، به زودی دیفرگش میکنم ببینم چی میشه.. بلکه هم یادم اومد! یادمم نیومد شما بعد از خدا به درک مطلب خودت توکل کن..

قراره به دعوت من و من بگم که فحش مورد علاقه ام چیه! عرضم به حضورتون تا این اواخر خیلی میخواستم غلیظ فحش بدم، دانکی و گوساله و نفهم بود!* که البته اگه طرف بچه سال بود دو تای اولو حواله میکردم و اگه کمی ادعاش میشد آخریرو!.. گاهیم احمق میگفتم.. اما الان فهمیدم از همه ی اینا بدتر بی شرفه! کسی که شرافت نداشته باشه! میدونین چی میگم که؟!

_________

پاپستی!

* توقع نداشته باشین وقتی اعصاب تعطیل میکنه براتون از شهرام (عمرا اگه بدونین کدومشونو میگم) بخونم! بعله! مام فحش بلدیم! شما بلد نیستی!؟ 

+ پت ; ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/٩
comment نظرات ()