خاطرات پت و مت از زبان پت

رویا؟ آرزو؟ امید!

هه لو علکیم و رحمت الگاد بر شما!

من و من عزیز منو به یه بازی دعوت کرده که باید از رویا و این چیزام بگم در این شرایط!

خب اصولا پت میونه ی خوبی با رویاپردازی و این تیریپ جات نداره... چرا؟! چون ادعای واقع بینی و این قرطی بازیا داره! چرا!؟ چون فکر میکنه رویا به درد نمیخوره! چرا؟! چون فکر میکنه چه کاریه وقتی عملی نیست! وقتی میشه با امید به هر چی میخوای برسی، چرا رویاپردازی (بخوانید توهم!)؟! چرا آرزو (بخوانید حسرت)!؟

خب! ما بازی رو با اجازه ی متولی کمی دستکاری میکنیم و از امیدمون مینویسیم!

اینجانب پت در اولین روز مبارک از ماه مبارک جولای (بعضیا میگن ژولای!) مطابق با دهمین روز متبرکه ی تیر محترم! اعلام میدارم که امیدوارم به زودی بتونم بدون هیچ گونه مزاحمت، تهدید، رعب، اضطراب و استرس در نهایت امنیت و آرامش در خیابون های هر کدوم از شهرهای ایران که هوس کردم* و در هر زمانی از شبانه روز و با هر پوششی که دلم خواست قدم بزنم... بدون اینکه نگران این باشم که کسی فکر و دین و عقیده ی منو دوست نداره و از آزاد بودن من میره رو ویبره!... امیدوارم تک تک هموطنانم هم اون روز رو تجربه کنن...

امیدوارم روزی برسه که بدون نگران بودن از اینکه دیگران چه فکری در موردمون میکنن فکر بکنیم، تصمیم بگیریم و به تصمیممون متعهد باشیم...

امیدوارم به زودی کسی برای فکرش و ایده اش و دینش و شغلش و "خودش بودن" اسارت نکشه، آزار نبینه، شکنجه نشه و زندگی کنه...

یه کلمه بگم! امیدوارم روزی ایران رو در خور ایرانی ببینم. اون روز یکی از همین فرداهاست...

در نهایت میگم به محض نا امید شدن، از موفقیت خداحافظی کنید! (مرحوم شدم تا منظورمو تمیز برسونم! گرفتین که؟!)

 

_______________________

پاپستی:

* هوس کردن برای ما شبه-واقع گرایان یعنی یه چیزی رو بدون شرط طلبیدن!

+ پت ; ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٠
comment نظرات ()