خاطرات پت و مت از زبان پت

پت در کلاس!

توجهتان را به شرح آنچه که در کلاس های سال گذشته ی اینجانب گذشت جلب میکنم:

- سر کلاس دارم برای یه گروهی توضیح میدم که چی کار باید بکنن و چی کار نکنن و از این صوبتا... بعد از چند دقیقه که دیگه آرواره هام درد گرفته بودن احساس کردم یکیشون غیر طبیعی ساکت و بی حرکته!... سرمو آوردم جلو دیدم خوابش برده!!!!!

- یکی از بچه ها کلاسشو عوض کرده موقت اومده تو کلاس ما... گروه نداره و برای همین با یکی همینطوری داره کار میکنه.. صدام میکنه که نمره بدم کارشو.. همگروهیش کارو تموم کرده... به تازه وارد میگم متوجه شدی این چطوری کار میکنه؟.. با کمال خونسردی و کاملا ریلکس، انگار نه انگار که مثلا قراره نمره ای رد و بدل بشه و یا من اصلا اونجا شخصیت خاصی دارم، میگه نه... میگم میدونی فایده ی این کار چیه؟.. میگه فایده ای نداره!!!! میگم میخوای یاد بگیری؟... میگه نه!.. اسمشو میپرسم و الکی مثلا کنار اسمش ضربدار گذاشتم که دفعه ی دیگه اگه تکرار شد بهش صفر بدم!!!! نمره ی کامل میگیره این دفعه!!!

- دو تا دختر هستند که عین دقیقا دو تا گنجیشک هستند!.. از وقتی که به هم میرسن تا لحظه ای که میرن یواش یواش با هم پچ پچ میکنن!.. بچه های خوب و درسخون و مودبی هستند و از اونجایی که دوستشون دارم دلم نمیاد چیزی بهشون بگم... فوف فوقش اینه که میرم بالاسرشون می ایستم تا کارشونو زودتر انجام بدن!

- یکی از پسرا دیر اومده سر کلاس... لحظه ی آخر صدام میکنه که نمره اشو بدم... از همون دور که دارم میام میبینم که کار این هفته نیست... به روم نمیارم و میگم که نشونم بده کارتو... بچه پررو همونو نشونم میده!!! میگم این مال اون هفته ست... میگه این هفته کاری نکردم. میشه نمره ی حضوری بگیرم؟ میگم خب چرا اونو نشونم دادی؟... میگه اااا آخه.. راستی.. میگم.. خب... دیگه دارم عصبانی میشم از دستش... میگم چرا اینو پس نشون دادی؟... میگه خب نمره ی حضورم... اسمشو میپرسم و میگم در این مورد من تصمیمی نمیگیرم و ارجاع میدمش به استاد اصلیه درسشون... فکر کنم با اون مدل صحبت کردنم دیگه تا آخر عمرش دور تقلب و کلک نره!... آخرش نمره ی حضوریشو فقط گرفت...

خب برای امشب فکر کنم بس باشه..

شب به خیر..

+ پت ; ٤:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱٢
comment نظرات ()