خاطرات پت و مت از زبان پت

آدرس پرسان!

ما داشتیم راه خودمونو میرفتیم که مزدور گفت خوبه از یکی بپرسیم!.. البته ناگفته نماند که یه هفت-هشت-ده باری اون خیابون رو از اول تا آخر رفته بودیم و دور زده بودیم و دوباره از اول تا آخر و ... خلاصه مام حرف گوش کن گفتیم خب پس از اون پسره که داره میاد بپرس به نظر میاد شکمو باشه!.. البته نه که فکر کنی شکمش گنده بود و داشت ساندویچ میخوردا! ما خودمون روانشانسی کودکان بالینی خوندیم میدونیم یه شکمو چه شکلیه! (نکته ی مهم اینکه این موضوع هیچ ربطی به ضرب المثل "شکمو چو شکمو بیند، شناسد" ندارد!) خلاصه شیشه رو کشیدیم پایین و مزدور از پسرک پرسید اینجا یه رستوران یا شاید فست فود که ایتالیایی باشه یا شایدم یونانی یا شایدم یه چیز دیگه که آخر اسمش "آ" یا "ای" داره نیست!؟ با همین اطلاعات صغیر پسرک به اون سمت خیابون اشاره کرد و راه خود را پیش گرفت!..... نیم ساعت بعد...... پت و مزدور در حال خنده در همان نقطه ی توقف اولیه!

+ پت ; ۱:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٢/۱٩
comment نظرات ()