خاطرات پت و مت از زبان پت

سلام

سلام

يه هفتس که می خوام در مورد خاطراتم بنويسم ولی همش يه چيزی می شه که نمی شه اين کارو بکنم... به هر حال فکر کنم اين دفه شد... آخه من هيچ وقت خاطراتم رو جايی نمی نويسم برای همينم خيلياشون يادم ميرن... بعضياشون تا آخر عمر با آدم می مونن ولی بعضياشونم نه... حيف... در هر صورت من تصميمو گرفتم ديگه...

اميدوارم که بخونين و لذت ببرين... نظرتون بدين که دفه ی بعد که خواستم يه دسته گلی به آب بدم از نظراتتون بهره ببرم!!!

+ پت ; ۸:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۳/۱٥
comment نظرات ()